السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

207

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

صورت ذهنى ما در دو مقولهء متباين مندرج مىباشد ، مثلا هم كيف است و هم كم . هم‌چنين اگر انواع ديگرى از مقولهء كيف را تصور كنيم ، مانند سياهى و سفيدى ، آن‌چه را كه تصور كرده‌ايم از طرفى محسوس است و از طرف ديگر ، كيف نفسانى . يعنى يك شىء در دو نوع مختلف از يك مقوله مندرج مىباشد . حاصل آن‌كه بنابر نظريهء وجود ذهنى ، اشيا با همان ماهياتى كه دارند در ذهن موجود مىشوند و از طرفى ، همهء صورت‌هاى علمى ، كيف نفسانى هستند . در نتيجه ، هنگامى كه چيزى را كه از مقولهء كيف نيست ، تصور مىكنيم ، آن چيز مصداق دو مقولهء متباين خواهد بود ، و نيز هنگامى كه چيزى را تصور مىكنيم كه نوع ديگرى از مقوله كيف مىباشد ، آن چيز مصداق دو نوع مختلف از يك مقوله خواهد بود . تبيين مقدمهء دوم : اندراج يك شىء در دو مقولهء متباين و نيز اندراج آن در دو نوع از يك مقوله محال است ، زيرا معنايش آن است كه يك شىء و يك وجود ، دو ذات و دو ماهيت داشته باشد ، درحالىكه ماهيت بيانگر حدّ وجود است و هر وجودى تنها يك حدّ داشته و از يك ماهيت طرد عدم مىكند . بنابراين ، فرض اين‌كه يك شىء در عين حال كه يك شىء است دو ذات داشته باشد ، اعم از آن‌كه در دو مقولهء متباين مندرج باشد يا در دو نوع از يك مقوله ، موجب تناقض در ذات مىشود ، زيرا مستلزم آن است كه يك شىء ، در عين حال كه مثلا كيف است ، كيف نباشد بلكه كم باشد ، و يا در عين حال كه كيف نفسانى است ، كيف نفسانى نباشد بلكه كيف محسوس باشد . مقايسه‌اى ميان اشكال اوّل و اشكال دوم قالوا : و هذا الاشكال أصعب من الأوّل ، إذ لا كثير إشكال فى كون شىء واحد جوهرا و عرضا ، لأنّ التباين الذاتىّ الذى بين المقولات إنّما هو بين الجوهر و الكيف و الكمّ و غيرها ؛ و أمّا مفهوم العرض ، بمعنى القائم بالموضوع ، فهو عرض عامّ صادق على تسع من المقولات ؛ و من الجائز أن